|
تخته سیاه سه بعدی
حکایت زندگی در قاب شیشه ای زمان
|
||
|
سهشنبه 10 مرداد 1391 :: 14:39 :: نويسنده : vopi در سفر شمال ، در میدان شهرداری گرگان مغازه ای نظر من را جلب کرد که بسیار جالب بود . بنگاه کاریابی ، مغازه آگهی ها یا هر اسمی دیگری که می توان گفت. مردم جویای کار جلو آن جمع بودند و بدنبال کار می گشتند.
این فکر خلاقی است که شاید نوعی دگردوستی باشد. یکشنبه 08 مرداد 1391 :: 00:09 :: نويسنده : vopi
صبح سه شنبه هشتم مردادماه هشتادوهفت در بیمارستان آتیه تهران هنرمندی بزرگ با روحی لطیف با بدنی نهیف زخم خورده سرطان کبد چشم از جهان فرو بست و چراغ دیگری در عرصه هنر ایران خاموش شد. راهروها و استودیوهای رادیو و تلویزیون در طول این سالیان دراز صدای دلنشین او را بخوبی بیاد دارند. به جرات می توان ادعا کرد عبدالحسین اسکندری از بهترین مجریان صدا و سیما بود. صدای آرام بخش او در راه شب دوشنبه ها سالها التیام بخش دلهای آزرده خاطر بود و چه زود ازمیان ما رفت . او متولد1335 کاشمر بود و از سنین نوجوانی با ساخت فیلم زنگوله و کسب مقام در جشنواره به رادیو و تلویزیون راه یافت و بسرعت پله های ترقی را طی کرد و از برنامه های او می توان از آزمایشگاه رایگان، مخترعین و مبتکران،پویندگان،شما و سیما، گزارش موتور و..... نام برد. بازماندگان او دو دختر هنرمند بنامهای یلدا و آناهیتا هستند که دستی به هنر دارند.
اگر بخواهم از او بگویم ساعت ها وقت نیاز است ولی در یک کلام او بهترین بود سرشار از انرژی مثبت بود با دلی بزرگ و دریایی. از تلخ ترین روزهای زندگی من روز رفتن او بود. او شوهر خواهری نمونه بود بدون غلو مثل او من ندیده ام. برای من الگویی کامل بود وحال که نیست با خاطرات او دلخوشم.
جمله معروف او برای همیشه به یادگار ماند : مرا دریاب که دل دریایی من بی تو مرداب است یادش گرامی و روحش شاد باد
آرشیو تصاویر سه بعدی کاملی دارم که برای تنوع گاهی در وبلاگ استفاده می کنم. پنجشنبه 29 تیر 1391 :: 01:53 :: نويسنده : vopi شمال ایران دارای مناظر بکروزیبایی است که به جرات می توان گفت نمونه ای از بهشت است و چه طبیعت زیبایی در کشورمان داریم که اگر بخواهیم تمام آنها را ببینیم عمرمان کفاف دیدن آنها را نمی دهد( مثل این دوستم که عمرش کفاف نداد. خدا رحمتش کند...)
امامزاده صالح در بالاترین ارتفاعات روستای لاویج در چمستان نور است . یکبار بروید تا لذت واقعی ازدیدن طبیعت را حس کنید.
امروز رفته بودم پلیس باضافه 10 برای تعویض گواهینامه ، بعد از چند روز دربدری بخاطر کپی از کارت یایان خدمت و کارت ملی و سه تا فیش واریزی و پوشه و معاینه چشم و کلی مدارک و .... با صرف چندروز وقت بالاخره اومدم داخل سالن بزرگ پلیس 10+ کلی هم هوا گرم بود خیلی هم تشنه اما با آبسرد کنی روبرو شدم که واقعا" جای تاسف داشت اونم برای یک موسسه نیمه دولتی .
به یکی از متصدیان گفتم این لیوان های کثیف چیه اینجا گذاشتین ، لیوان های یک بار مصرف برای چی نگذاشتین ؟ اون گفت به مدیریت اعتراض کنین . اما من مدیری اونجا پیدا نکردم و این کار نه در اینجا که در هرجای دیگری صورت بگیرد به نظر من یک بی احترامی به ارباب رجوع است . با اینهمه بیماری های جورواجور واقعا" آخر بی توجهی نسبت به شعور مردم است. حالا پیشنهاد من اینه اگه لیوان یکبار مصرف ندارن از این لیوانهای زیر استفاده کنن!!!!
چرا بعضی ها علاقه دارند بجای آباد کردن ، خراب کنند؟ ممنوع بودن ، برای بعضی ها معنایی ندارد؟
همیشه عرف اینکه آدمیزاد را از هرچی ممنوع کنی بیشتر بهش تمایل داره...
مانند جغدی کور،بر دیوار قهوه خانه، چرت می زنم. وقتی که می خواندطوطی داستان عشق را، سگ تنهاهنوز در حسرت استخوانی میان جوی میدان شهرچه سرد خوابیده است. محمد نیکزاده دوشنبه 12 تیر 1391 :: 13:12 :: نويسنده : vopi انسانها معمولا" زیاد به سلامتی اهمیت نمی دهند و یا شکرگذار سلامتی خود نیستند و تا زمانی که برایشان مشکلی پیش نیاید قدر آن را نمی دانند. عکس مقابل از زنی در آسیای شرقی است که با سرطان دست و پنجه نرم می کند . او دارای دو فرزند است وبخاطر چهره اش که زشت شده از خانه بیرون نمی آید.(لی هانگ فنگ 40 ساله)
او از یک خانواده بسیار فقیر است و ده سال این تومورهای استخوانی در صورتش پیدا شده مبلغ 60 هزار پوند هزینه عملش می شود و بخاطر بی پولی باید این وضعیت را تحمل کند .
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند جو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار این شعر در دنیای حال حاضر معنایی ندارد ، نظر شما چیست؟ پنجشنبه 08 تیر 1391 :: 01:42 :: نويسنده : vopi تابستان شروع شده و فصل مسافرت هاست هرزگاهی دیدن این عکس های دلخراش برای اینکه لحظه ای به خود بیاییم تا سرعت خود را کنترل کنیم بد نیست.
واقعا سرعت بالای 120 کیلومتر با 100 یا 80 کیلومتر در رسیدن به مقصد چند دقیقه تفاوت دارد؟ 10 ،20 ، 60 ... چند دقیقه ؟
جاده جزئی از مسافرت است نه تنها راهی برای رسیدن به مقصد جان ما و دلبندانمان بیشتر از آن ارزش دارد که .... یکشنبه 04 تیر 1391 :: 23:54 :: نويسنده : vopi یکی از مهمترین تصمیمات پدر و مادران انتخاب آینده جمعیتی در خانواده است . دو راهی تک فرزندی یا چند فرزندی؟ هر کدام محاسن و معایبی دارد که به نظر من در این دنیای وانفسای نبودن امنیت شغلی ، اجتماعی و فرهنگی برای بچه و آینده مطمئن برای او چرا پدر و مادر یک موجود دیگر را به این دنیاهدایت کنند. همین چینی های کرم خور همه شان تک فرزند هستند و تمام دنیا را در اقتصاد و بازار جهانی قبضه کرده اند . حالا این آفریقایی ها را ببینید ، نون ندارند بخورند کلی بچه دارند. چیزی که برای آنها مهم نیست آینده بچه ها است و فقط بچه تولید می کنند. به جامعه که نگاه می کنی بیشتر خلافکاران مخصوصا در سرقت و اعتیاد از خانواده های پر جمعیت یا بچه های طلاق و کلا ریشه در خانواده های مشکل دار می باشد. گرچه عکس مقابل میکس شده است ولی بیانگر خیلی از واقعیت های جامعه کنونی جهان است و شعار فرزند کمتر، رفاه بیشتر می تواند راهگشای خیلی از معضلات جامعه باشد.
بزرگی می گوید: جمعیت کم با فرهنگ ها در جمعیت زیاد بی فرهنگ ها هضم شده است.
درباره وبلاگ
نام این وبلاگ را به یاد کارتون دوران کودکیم بنام تنسی تاکسی دو و چارملی گذاشتم.دو پنگوئن ماجراجو که هر بار با مشکلی روبرو می شدند و برای حل آن نزد آقای وپی می رفتند و او از داخل کمدشلوغش تخته سیاه سه بعدی خود را می آورد و با استفاده از آن تنسی و چارملی را راهنمایی می کرد. زندگی مثل یک پازل بزرگ است . من و تو ،اجزای آنیم ، زمانی زیباست که کنارهم قرار گیرند. ![]() موضوعات
![]() ![]() آرشيو وبلاگ
![]() ![]() |
||
|
|