تخته سیاه سه بعدی
حکایت زندگی در قاب شیشه ای زمان
 
سه‌شنبه 08 مرداد 1392 :: 14:00 ::  نويسنده : vopi

تعمیر و نگهداری از کاخ سفید بصورت یک مناقصه مطرح شد.
یک پیمانکار آمریکایی، یک مکزیکی و یک ایرانی در این مناقصه شرکت کردند.
پیمانکار آمریکایی پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود را 900 دلار اعلام کرد.


مسؤل کاخ سفید دلیل قیمت گذاری اش را پرسید و وی در پاسخ گفت:
400 دلار بابت تهیه مواد اولیه + 400 دلار بابت هزینه های کارگران و... + 100 دلار استفاده بنده. ..

پیمانکار مکزیکی هم پس از بازدید محل و بررسی هزینه ها مبلغ پیشنهادی خود را 700 دلار اعلام کرد :
300 دلار بابت تهیه مواد اولیه + 300 دلار بابت هزینه های کارگران و... + 100 دلار استفاده بنده. ..


اما نوبت به پیمانکار ایرانی که رسید بدون محاسبه و بازدید از محل به سمت مسؤل کاح سفید رفت و در گوشش گفت:

قیمت پیشنهادی من 2700 دلار است!!!
مسؤل کاخ سفید با عصبانیت گفت: تو دیوانه شدی، چرا 2700 دلار؟!!!!!
پیمانکار ایرانی در کمال خونسردی در گوشش گفت:

آرام باش...
1000 دلار برای تو...... و1000 برای من ....... و انجام کار هم با پیمانکار مکزیکی.

وبه اين ترتيب پیمانکار ایرانی در مناقصه برنده شد!!!!

نتیجه اخلاقی این داستان کوتاه : ایرانی یعنی...

مرگ بر آمریکا...

یکشنبه 06 مرداد 1392 :: 21:46 ::  نويسنده : vopi

قدیما صبح زود با صدای ...چاقو..تیز .. میکنم...  یا  چینی .. بند... می زنم ...

از خواب بیدار می شدیم ...اما الان دیگه خبری از این صداها نیست .   گرچه

که هنوز کمی از آن صداها باقی مانده.. صدای بلندگو:  نان خشک...خریدارم.

کم کم آن هم از بین خواهد رفت و صدای امواج الکترونیکی و لیزر و .... اطراف

مارا پر خواهد کرد.... واقعا مردم در چه آرامشی زندگی می کردند...افسوس...

 

چاقوتیزکنچاقوتیزکن برقی

 

هرچه رفاه بیشتر می شود، آرامش زندگی کم می شود...

قبلا با یک تومان چاقو تیز می شد اما الان باید صدهزارتومان

بدهی چاقوتیزکن بخری .بازیکماه بعد مدل جدیدتر می آید....

شنبه 05 مرداد 1392 :: 13:18 ::  نويسنده : vopi

 

mehrdad

 

به خیلیها میگیم “دوست”…

به هرکسی که بتوونیم باهاش بیشتر از یه سلام و یه حال و احوالپرسی ساده حرف بزنیم.

خیلی از این “دوست”ها، دوست نیستن.

همکارن، همکلاسین،فامیل دورن،همسایه ن، یه آشنان

”دوست” اونیه که باهاش رازهای مشترک داری.

اونیه که وقتی دلت گرفت اول از همه شمارهء اونو میگیری.

اونیه که برای قدم زدن انتخابش میکنی.

اونیه که جلوش لازم نیست به چیزی تظاهر کنی.

که اگه دلت گرفت بهش میگی “دلم گریه میخواد!”

اونیه که دستت رو میگیره و میگه “میفهمم”.

که نمیخواد براش توضیح واضحات بدی.

اونیه که سر زده خراب میشی سرش.

نمیگی شاید آمادگی نداشته باشه.

چون مهم نیست.

نه برای اون نه برای تو.

حتی اگر خونه ش خیلی کثیف باشه.

یا سرش خیلی شلوغ باشه.

چون همیشه برای تو وقت داره.

دوست اونیه که همیشه برات گزینهء اوله.

اونیه که بهت سرکوفت نمیزنه.

تحقیرت نمیکنه. بهت نمیخنده…

بقیه یا همکارن، یا همکلاسین، یا فامیل دورن، یا همسایه، یا یه آشنان

همهء اینا رو گفتم که بگم آدما عوض میشن

اما معیار دوستی عوض نمیشه.

برای همین یکی که تا دیروز برات “دوست” بود میشه یه خاطره یا یه همکلاسی قدیمی…

بعد اونی که سالها همکلاسی قدیمیت بود برات میشه “دوست”!

البته تو این دوره زمونه دوست واقعی کمه

هرکی جلوت ازت تعریف کرد و چاپلوسی می کنه، بدون پشت سرت دشمنته

هرکی جلوت عیباتو گفت و ازش دلگیر شدی، اون دوست واقعی توست...

حالا دوست واقعی شما کیه ؟

برای من که همسرم...

چهارشنبه 02 مرداد 1392 :: 21:44 ::  نويسنده : vopi

این عکسها آخرین قسمت از 415 عکسی است که در سفر تا تبریز گرفتم .

اردبیل

رامسر

مه درارتفاعات توسکستان

بازارتربیت تبریز

بازار رویان نور

نیلوفر آبی مرداب انزلیبازارتربیت تبریز

بازارتربیت تبریزبازارتربیت تبریز

 

پایان سفر...

سه‌شنبه 01 مرداد 1392 :: 22:02 ::  نويسنده : vopi

در سفر به تبریز یک موضوعی پیش آمد که حیفم آمد در اینجا از آن سخن نگویم.

در بدو ورود به تبریز بدنبال آدرسی بودیم و از یک تبریزی سوال کردم و جالب این بود که

او با اینکه کارداشت گفت بدنبال من بیایید تا شما را به آدرس مورد نظر ببرم و ما هم

بدنبال او رفتیم و پس از گذشتن  چندین خیابان ما را با روی خوش به محل برد که در

این اثنا از او عکس گرفتم که با وجود ندانستن اسم و رسم او از لطفش و همچنین از

مهمان نوازی گشاده مردم با صفای تبریز تشکر و قدر دانی می کنم.

تبریزتبریز

چندین مورد دیگر هم پیش آمد که نشان از محبت این مردم بود که بازهم ممنونم از تبریزی های مهربان.

سه‌شنبه 01 مرداد 1392 :: 15:27 ::  نويسنده : vopi

ادامه عکسهای  منتخب   که خودم گرفتم

ساحل محمودآباد

جاده شمال

ساحل محمودآباد

جنگل توسکستان گرگان

غروب محمودآباد

کیاسر

جاده توسکستان گرگان به شاهرود

 

سه‌شنبه 11 تیر 1392 :: 15:31 ::  نويسنده : vopi

جامعه قانونمند همیشه پیشرفت می کند و شعاری است که می گوید قانون برای همه است و در مقابل شعاری است که می گوید قانون برای دیگران است.

هرکس با هر سمت و جایگاهی باید به قانون احترام بگذارد و خصوصا اگر کسی باشد که جامعه نگاه حساس تری به آن دارد.

یک معلم زیر ذره بین دانش آموز است و نقش الگویی او در تربیت آنها تاثیر عمیق و ماندگاری دارد و یک روحانی که لباس مقدسی را برتن دارد بیشتر از افراد عادی زیر ذره بین جامعه قرار دارد و شاید در روز دهها نفر را پشت رل ماشین که با تلفن همراه خود صحبت می کنند و رانندگی هم می کنند، مشاهده می کنید اما یک روحانی که اینکار را انجام می دهد وجهه خوبی ندارد.

پس مواظب دوربین مخفی باشید(البته ما همیشه مقابل دوربین مخفی خداوند هستیم)

 

صحبت با تلفن همراه هنگام رانندگی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جریمه استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی 300000 ریال تا 500000 ریال

احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی نشانه رشد فرهنگ یک جامعه است.

 

جمعه 07 تیر 1392 :: 22:26 ::  نويسنده : vopi

سنت ها و آداب و رسوم در هر شهر و روستا از تنوع بسیار برخوردارست اما یکی از سنت های فراگیر در بیشتر نقاط کشور خصوصا مناطق روستایی جمع آوری پول در عروسی هاست.

بعضی عروسی خود را درباغ می گیرند . کارت دعوتهای زرق و برق دار،ماشین عروس آنچنانی ، لباسهای گرانقیمت ، ارکستر با شکوه،سلف سرویس از ابتدا تا انتهای مجلس با انواع  شیرینی و خوردنی ها و نوشیدنی های مجاز و غیرمجاز!! هفت نوع غذا بهمراه دوازده نوع سالاد و دسر در انواع طمع ها و خلاصه یک عروسی پرهزینه با مهمانهای کرواتی و باکلاس و ....

اما در روستاها همه روستا که دعوتند ، از ابتدای غروب سازو دهل براه است و جوانهای قریه با شلوارهای کمر تنگ و پاچه گشاد با کمربندهای پهن و پولک دوزی با رقص های باباکرمی و...

بخاطر جمعیت زیاد شام در مسجد یا تکیه سلف می شود همه تو در تو می نشینند و مثل غذای عاشورا می خورند و آخرهم پول می دهند.

 عروسی روستاعروسی روستا

 

 

 

 

 

 

عروسی روستاعروسی روستا

 

 

 

 

 

 

عروسی روستا

عروسی روستا

 

 

 

 

 

 

شام عروسی یک ویلمه به پاس دامادی فرزند از طرف پدر داماد است که به مردم می دهد و یک شادباش و طلب دعای خیر مردم برای تازه عروس و داماد برای آغاز یک زندگی مشترک است و حال جمع آوری پول در عروسی از مهمانها چه فلسفه ای دارد ؟

خانواده ای که فرزندی ندارد یا یک فرزند دارد و به هر عروسی که دعوت می شود و پول می دهد چه؟

بالاخره صحنه جالبی نیست و هر زمانیکه  صحنه جمع آوری پول را می بینم تصور جالبی از داماد و خانواده او برایم ایجاد نمی شود و همیشه این ذهنیت با من خواهد بود .

دوشنبه 03 تیر 1392 :: 13:32 ::  نويسنده : vopi

 

  *نظر نده*

متاسفانه و متاسفانه یکبار دیگر هم در یک پست درمورد اپیدمی نظرات هرز توضیح دادم اما مدتی است که ویروس تبادل لینک ادامه یاقته و بیشتر هم شده نمی دانم از کجا و چگونه این سایتها و وبلاگهای تبادل لینک زیاد شده اند و جالبه که افرادی مثل:

مینا،میلاد،سارا و...(به آرشیو نظرات مراجعه شود) هرروز آنهم چند بار یک نظر تکراری جهت معرفی وبلاگ و تبادل لینک می گذارند .

تبادل لینک خوبه اما وبلاگهاو سایتها باهم نه اینکه سوء استفاده شه و بعضی برای خودشون بنگاه باز کردند..

این افراد خود که هنری برای تولید محتوا و ایجاد یک وب ندارند و کارشان مثل این دلال ها شده و فقط یک ویروس بیشتر نیستند من خواهش می کنم به اینگونه سایتها پاسخ ندهید تا وبلاگها را بی اعتبار نکنند چرا که مدتهاست که با بی علاقگی نظرات را سر میزنم چون هر روز با همین نظرات تکراری و بی محتوا برخورد می کنم .  

 گل کاغذی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینهم عکسی از گل کاغذی منزل پدری هدیه به دوستان عزیز....

یکشنبه 02 تیر 1392 :: 21:07 ::  نويسنده : vopi

 از گذشته کارگاههای تبدیل زباله  بوده اند و عده ای هم بصورت کلی زباله ها را می خرند ولی بتازگی در اطراف سطل های زباله افراد زیادی را می بینیم که در حال بهم ریختن و گشتن میان زباله ها هستند و بعضی هم بخاطر همین به سطل زباله خود قفل می زنند تا آشغالها در امان باشند!!!

قفل سطل زباله قفل سطل زبالهسطل زباله

 

 

 

 

حتی یکبار طرف صندوق عقب پرایدش را بالا زده بود و داشت زباله جمع می کرد..جل اللخالق!!

درباره وبلاگ

نام این وبلاگ را به یاد کارتون دوران کودکیم بنام تنسی تاکسی دو و چارملی گذاشتم.دو پنگوئن ماجراجو که هر بار با مشکلی روبرو می شدند و برای حل آن نزد آقای وپی می رفتند و او از داخل کمدشلوغش تخته سیاه سه بعدی خود را می آورد و با استفاده از آن تنسی و چارملی را راهنمایی می کرد. زندگی مثل یک پازل بزرگ است . من و تو ،اجزای آنیم ، زمانی زیباست که کنارهم قرار گیرند.
موضوعات
آخرین مطالب
سایتهای مفید
نويسندگان
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران