|
تخته سیاه سه بعدی
حکایت زندگی در قاب شیشه ای زمان
|
||
|
سهشنبه 08 مرداد 1392 :: 14:00 :: نويسنده : vopi تعمیر و نگهداری از کاخ سفید بصورت یک مناقصه مطرح شد. قیمت پیشنهادی من 2700 دلار است!!! نتیجه اخلاقی این داستان کوتاه : ایرانی یعنی...
مرگ بر آمریکا... قدیما صبح زود با صدای ...چاقو..تیز .. میکنم... یا چینی .. بند... می زنم ... از خواب بیدار می شدیم ...اما الان دیگه خبری از این صداها نیست . گرچه که هنوز کمی از آن صداها باقی مانده.. صدای بلندگو: نان خشک...خریدارم. کم کم آن هم از بین خواهد رفت و صدای امواج الکترونیکی و لیزر و .... اطراف مارا پر خواهد کرد.... واقعا مردم در چه آرامشی زندگی می کردند...افسوس...
هرچه رفاه بیشتر می شود، آرامش زندگی کم می شود... قبلا با یک تومان چاقو تیز می شد اما الان باید صدهزارتومان بدهی چاقوتیزکن بخری .بازیکماه بعد مدل جدیدتر می آید.... شنبه 05 مرداد 1392 :: 13:18 :: نويسنده : vopi
به خیلیها میگیم “دوست”… هرکی جلوت ازت تعریف کرد و چاپلوسی می کنه، بدون پشت سرت دشمنته هرکی جلوت عیباتو گفت و ازش دلگیر شدی، اون دوست واقعی توست... حالا دوست واقعی شما کیه ؟ برای من که همسرم... چهارشنبه 02 مرداد 1392 :: 21:44 :: نويسنده : vopi این عکسها آخرین قسمت از 415 عکسی است که در سفر تا تبریز گرفتم .
پایان سفر... سهشنبه 01 مرداد 1392 :: 22:02 :: نويسنده : vopi در سفر به تبریز یک موضوعی پیش آمد که حیفم آمد در اینجا از آن سخن نگویم. در بدو ورود به تبریز بدنبال آدرسی بودیم و از یک تبریزی سوال کردم و جالب این بود که او با اینکه کارداشت گفت بدنبال من بیایید تا شما را به آدرس مورد نظر ببرم و ما هم بدنبال او رفتیم و پس از گذشتن چندین خیابان ما را با روی خوش به محل برد که در این اثنا از او عکس گرفتم که با وجود ندانستن اسم و رسم او از لطفش و همچنین از مهمان نوازی گشاده مردم با صفای تبریز تشکر و قدر دانی می کنم.
چندین مورد دیگر هم پیش آمد که نشان از محبت این مردم بود که بازهم ممنونم از تبریزی های مهربان. سهشنبه 01 مرداد 1392 :: 15:27 :: نويسنده : vopi ادامه عکسهای منتخب که خودم گرفتم
سهشنبه 11 تیر 1392 :: 15:31 :: نويسنده : vopi جامعه قانونمند همیشه پیشرفت می کند و شعاری است که می گوید قانون برای همه است و در مقابل شعاری است که می گوید قانون برای دیگران است. هرکس با هر سمت و جایگاهی باید به قانون احترام بگذارد و خصوصا اگر کسی باشد که جامعه نگاه حساس تری به آن دارد. یک معلم زیر ذره بین دانش آموز است و نقش الگویی او در تربیت آنها تاثیر عمیق و ماندگاری دارد و یک روحانی که لباس مقدسی را برتن دارد بیشتر از افراد عادی زیر ذره بین جامعه قرار دارد و شاید در روز دهها نفر را پشت رل ماشین که با تلفن همراه خود صحبت می کنند و رانندگی هم می کنند، مشاهده می کنید اما یک روحانی که اینکار را انجام می دهد وجهه خوبی ندارد. پس مواظب دوربین مخفی باشید(البته ما همیشه مقابل دوربین مخفی خداوند هستیم)
جریمه استفاده از تلفن همراه هنگام رانندگی 300000 ریال تا 500000 ریال احترام به قوانین راهنمایی و رانندگی نشانه رشد فرهنگ یک جامعه است.
جمعه 07 تیر 1392 :: 22:26 :: نويسنده : vopi سنت ها و آداب و رسوم در هر شهر و روستا از تنوع بسیار برخوردارست اما یکی از سنت های فراگیر در بیشتر نقاط کشور خصوصا مناطق روستایی جمع آوری پول در عروسی هاست. بعضی عروسی خود را درباغ می گیرند . کارت دعوتهای زرق و برق دار،ماشین عروس آنچنانی ، لباسهای گرانقیمت ، ارکستر با شکوه،سلف سرویس از ابتدا تا انتهای مجلس با انواع شیرینی و خوردنی ها و نوشیدنی های مجاز و غیرمجاز!! هفت نوع غذا بهمراه دوازده نوع سالاد و دسر در انواع طمع ها و خلاصه یک عروسی پرهزینه با مهمانهای کرواتی و باکلاس و .... اما در روستاها همه روستا که دعوتند ، از ابتدای غروب سازو دهل براه است و جوانهای قریه با شلوارهای کمر تنگ و پاچه گشاد با کمربندهای پهن و پولک دوزی با رقص های باباکرمی و... بخاطر جمعیت زیاد شام در مسجد یا تکیه سلف می شود همه تو در تو می نشینند و مثل غذای عاشورا می خورند و آخرهم پول می دهند.
شام عروسی یک ویلمه به پاس دامادی فرزند از طرف پدر داماد است که به مردم می دهد و یک شادباش و طلب دعای خیر مردم برای تازه عروس و داماد برای آغاز یک زندگی مشترک است و حال جمع آوری پول در عروسی از مهمانها چه فلسفه ای دارد ؟ خانواده ای که فرزندی ندارد یا یک فرزند دارد و به هر عروسی که دعوت می شود و پول می دهد چه؟ بالاخره صحنه جالبی نیست و هر زمانیکه صحنه جمع آوری پول را می بینم تصور جالبی از داماد و خانواده او برایم ایجاد نمی شود و همیشه این ذهنیت با من خواهد بود . دوشنبه 03 تیر 1392 :: 13:32 :: نويسنده : vopi
*نظر نده* متاسفانه و متاسفانه یکبار دیگر هم در یک پست درمورد اپیدمی نظرات هرز توضیح دادم اما مدتی است که ویروس تبادل لینک ادامه یاقته و بیشتر هم شده نمی دانم از کجا و چگونه این سایتها و وبلاگهای تبادل لینک زیاد شده اند و جالبه که افرادی مثل: مینا،میلاد،سارا و...(به آرشیو نظرات مراجعه شود) هرروز آنهم چند بار یک نظر تکراری جهت معرفی وبلاگ و تبادل لینک می گذارند . تبادل لینک خوبه اما وبلاگهاو سایتها باهم نه اینکه سوء استفاده شه و بعضی برای خودشون بنگاه باز کردند.. این افراد خود که هنری برای تولید محتوا و ایجاد یک وب ندارند و کارشان مثل این دلال ها شده و فقط یک ویروس بیشتر نیستند من خواهش می کنم به اینگونه سایتها پاسخ ندهید تا وبلاگها را بی اعتبار نکنند چرا که مدتهاست که با بی علاقگی نظرات را سر میزنم چون هر روز با همین نظرات تکراری و بی محتوا برخورد می کنم .
اینهم عکسی از گل کاغذی منزل پدری هدیه به دوستان عزیز.... از گذشته کارگاههای تبدیل زباله بوده اند و عده ای هم بصورت کلی زباله ها را می خرند ولی بتازگی در اطراف سطل های زباله افراد زیادی را می بینیم که در حال بهم ریختن و گشتن میان زباله ها هستند و بعضی هم بخاطر همین به سطل زباله خود قفل می زنند تا آشغالها در امان باشند!!!
حتی یکبار طرف صندوق عقب پرایدش را بالا زده بود و داشت زباله جمع می کرد..جل اللخالق!!
درباره وبلاگ
نام این وبلاگ را به یاد کارتون دوران کودکیم بنام تنسی تاکسی دو و چارملی گذاشتم.دو پنگوئن ماجراجو که هر بار با مشکلی روبرو می شدند و برای حل آن نزد آقای وپی می رفتند و او از داخل کمدشلوغش تخته سیاه سه بعدی خود را می آورد و با استفاده از آن تنسی و چارملی را راهنمایی می کرد. زندگی مثل یک پازل بزرگ است . من و تو ،اجزای آنیم ، زمانی زیباست که کنارهم قرار گیرند. ![]() موضوعات
![]() ![]() آرشيو وبلاگ
![]() ![]() |
||
|
|