|
تخته سیاه سه بعدی
حکایت زندگی در قاب شیشه ای زمان
|
||
|
پنجشنبه 04 دی 1393 :: 21:17 :: نويسنده : vopi در دو دهه اخیر تبلیغات گسترده ای مبنی بر فرزند کمتر رفاه بیشتر از رسانه ها صورت گرفته بود و خانواده های پنج یا شش تا ده نفره به خانواده های دو یا سه نفره تبدیل شد حتی چندسالیست که تک فرزندی یک الگوی کامل زندگی مرفه شده است. آیا واقعا فرزند کمتر رفاه می آورد؟ اگر از جنبه اقتصادی نگاه کنیم ، بلی . اما از جنبه روانی ضربه هایی که هم فرزند و هم پدر و مادر در دوران کهولت خواهند خورد جبران ناپذیر و حتی بسیار آزاردهنده است. یک فرزند و یک پدر و مادر از جنبه های زیر به مشکل برخواهند خورد : 1 - فرزند معنی تقسیم کردن را نمی داند و همه چیز را از خود می داند و رقابت در زندگی برای او معنی ندارد. 2- همیشه ترس از دست دادن پدر یا مادر برایش کابوسی تمام نشدنی است. 3 - بچه لوس،خودخواه،متکبر و بدون داشتن استقلال در زندگی بار می آید. 4 - پدر و مادر بیش از اندازه به او توجه داشته که خود عدم پیشرفت و متکی به خود بودن را ازدست می دهد. 5- بچه در زمان بزرگی پدرو مادر را نکوهش کرده که چرا برای من خواهر یا برادری نیاوردید. 6- از دست دادن یکی از پدر و مادر ضربه جبران ناپذیری به او می زند. 7 - نداشتن یک همدم و هم صحبت در بزرگی و همبازی در کودکی او را منزوی می کند. و دهها ضرر دیگر که برای پدر و مادر هم همین مشکلات می باشد که در نهایت چند فرزندی بهتر است.
حقیقتا بنده ده سال از طرفداران پرو پا قرص جبهه تک فرزندی بودم و مبارزات زیادی در مقابل طرفداران چند فرزندی داشتم اما بالاخره تنهایی فرزندم و عواقب آن و افسردگی او مرا وادار به کوتاه آمدن از مواضع قبلی کرد و با آوردن فرزند دوم تازه فهمیدم که زندگی چه شور و حالی و تنوعی لذت بخش برای ما و خصوصا فرزندم بوجود آورد و حتی پشیمانم که چرا چند سال قبل فرزند دوم را نیاوردیم . پس از من به شما خانواده تک فرزند نصیحت که فرزند تنهایمان را ، فدای خودخواهی خود نکنیم....
فرزند سالم و صالح از برترین نعمتهای خداوند است که به یک بنده هدیه می کند.
یاد مرگ به دلها آرامش می دهد
چقدر این جمله بر دل تاثیر دارد ، باید به عمق آن سفر کرد و به این باور ایمان بیاوری که نوبت مرگ هر کس از قبل در دفتری یا بقول قرآن کریم در لوح سنگی نوشته شده است(آیه 36 سوره حدید) هرچند مرگ ترسناک است که دلیل آن هم ریشه در جهل ما از مرگ و زندگی پس از آن دارد ، ولی یک لحظه تفکر به اینکه چگونه خواهی مرد؟ چه زمانی خواهی مرد؟ و لحظه مرگ ، چهره عزیزانی که در مرگ تو گریه می کنند را تصور کنی ، شاید بقدری ناراحت کننده باشد که قدر تمام این لحظات زندگی ارزشمند تر شود و قدر عزیزانت را بیشتر خواهی دانست.
حضرت علی (ع) می فرماید: به زندگی آنچنان نگاه کن که انگار هیچگاه نخواهی مرد و به مرگ آنچنان که لحظه ای دیگر خواهی مرد . جمعه 14 آذر 1393 :: 22:56 :: نويسنده : vopi
یک عکس جالب از یک گربه گرسنه ( یکی از نزدیکان برام در وایبر فرستاده)
عکس منظره پشت منزل برادرم در نشتارود تنکابن جمعه 14 آذر 1393 :: 22:40 :: نويسنده : vopi از دیدن مناظر زیبا انسان پی به خالق زیباتری می برد که با چه نظم و ترتیبی همه چیز را کنار هم چیده تا ما بخود آییم.
یکشنبه 09 آذر 1393 :: 22:43 :: نويسنده : vopi خبر مسرت بخشی را دیدم که برایم جالب بود . قبلا مرخصی زایمان برای فرهنگیان 6 ماه بود که طی خبر تابناک به 9 ماه افزایش یافت متن خبر به این شرح است: بخشنامه افزایش مرخصی زایمان فرهنگی زن از ۶ به ۹ ماه به ادارات کل آموزش و پرورش استانهای کشور ابلاغ شد و این طرح از اول آذر امسال اجرا میشود. پشتیبانی وزیر آموزش و پرورش به ادارات کل آموزش و پرورش استانهای کشور ابلاغ شد. مورخ 1392.4.4 مجلس شورای اسلامی و تصویب نامه شماره 92091.ت 46527 هـ مورخ 1392.4.19 هیأت محترم وزیران مربوط به قانون اصلاح قوانین تنظیم جمعیت و خانواده، موضوع افزایش مدت مرخصی زایمان از 6 ماه به 9 ماه به لطف خدای متعال با توجه به فراهم شدن شرایط لازم برای اجرا از تاریخ 1393.9.1 ارسال میگردد. واقعا حق خانم های فرهنگی بود که به راحتی و خیال راحت هم به آموزش بچه های این مرز وبوم مشغول باشند و هم به تربیت فرزند خودشان.... سهشنبه 04 آذر 1393 :: 16:29 :: نويسنده : vopi امروز خبر درناک و تاسف بار مرگ یک گل از گلستان علم و دانش همه ما را غمگین و خصوصا بهت زده کرد. بهت زده از هر زاویه.... خبر درگیری معاون مدرسه با یک دانش آموز که موجب توهین معاون به دانش آموز شده بود تیتر خبر تمام روزنامه ها،تلویزیون و خصوصا برنامه بیست و سی (20:30 ) شده بود تا اندازه ای که آنقدر مجریان این برنامه پر ببینده پیگیری کردند تا معاون بدبخت را اخراج کردند و مدیرهم توبیخ شد و چه خوب بود خبر قتل این دبیر دلسوز را هم از همین تلویزیون می شنیدیم نه از سایتهای اینترنتی .....
ضربه چاقو به گلوی این فرهنگی عزیز ، ضربه و تلنگر به جامعه مظلوم معلم و جایگاه اوست. واقعا باید در این حادثه بدنبال ریشه های این قتل گشت نه بدنبال دانش آموز متواری شده.... دلیل آیین نامه های متفاوت و بدون کارشناسی آموزش و پرورش است که دبیر را گیج کرده که باید به دانش آموز راحت نمره قبولی دهد یا باید سخت گیر باشد ، یا باید نسبت به تحصیل علم دانش آموز بی تفاوت باشد یا پیگیر و واقع نگر.... بالاخره تکلیف روشن نیست از یک طرف می گویند مردودی به ضرر دانش آموز است ، از یک طرف می گویند به تلاش دانش آموز نمره دهید ، از یک طرف می گویند شما دانش آموز را تنبیه نکنید ، توهین نکنید ، احترام بگذارید بالاخره هر کار دوست داشت سر کلاس انجام دهد شمای دبیر چیزی نگویید ... خب پدر و مادر هم که فقط از بچه نمره قبولی می خواهند و بقول دبیران ، اولیای نمره ای توقع بیش از اندازه از فرزندانشان دارند و این خود یک عامل مهم است که بچه ها را نمره ای بار می آورد و فقط برای نمره درس می خوانند و حال به هر شکل شده می خواهند نمره بگیرند که خود درگیری معلم و دانش آموز را در پی دارد.... در نهایت جامعه باید بسوی علم کاربردی پیش رود و حمایت ویژه ای از دبیران بشود تا امنیت بیشتری در قبال دانش آموز داشته باشند ... اگر معلم نمره ندهد : ماشینش را خط می اندازند،اسید می پاشند، به خانه اش آسیب می رسانند به تلفنش مزاحمت ایجاد می کنند ،سلامش نمی کنند ، پشت سرش هزار بی احترامی می کنند و تازه اگر لطف کنند و چند نفری شبانه جلو او نگیرند و کتک نزنند... چند سال پیش فکر کنم سال 77 بود که یک دبیر در منطقه 17 تهران به یک دانش آموز مریض قلبی بخاطر نداشتن تکلیف و فحش دادن به او فقط یک تلنگر ساده عنوان تنبیه می زند و دانش آموز نقش زمین شده و به بیمارستان اعزام می شود و تمام روزنامه ها فردا صبح نوشتند یک دانش آموز بخاطر تنبیه معلم روانه بیمارستان شد و کلی خبرساز شده و جالبه که اصلا این موضوع ربط زیادی به تنبیه دبیر نداشته و سابقه غش کردن داشته ولی کلی مطلب بر ضد دبیران نوشتند اما جالبه که جند روز بعد یکی از دبیران همان مدرسه در راه برگشت به منزل در ابتدای شب بوسیله چند نفر از دوستان و برادران یک دانش آموز همان مدرسه جلوش را می گیرند و با چاقو چشم معلم را از حدقه در آوردند و حتی یک خبرنگار هم به بیمارستان نیامد و همکار بنده می گفت زنگ زدیم به روزنامه ها و گفتیم چرا هفته پیش آمدید در اینجا و قلقله بود اما الان برای تهیه گزارش نمی آیید.....بله عزیزان، معلم مهم نیست دانش آموز مهم است. در خاتمه از جانب خودم و همه فرهنگیان عزیز کاشمر به خانواده محسن خشخاشی این تازه در گذشته تسلیت عرض نموده و انشالله دیگر شاهد این اتفاقات دلخراش نباشیم . پیکان این ماشین ایرانی که سابقه نیم قرن را به یدک می کشد هنوز عاشقانی را دارد که با زرق و برق کردن این خودرو از رده خارج هنوز نام پیکان را زنده نگه داشته و خودمونیم هرچی هم به این ماشین برسیم و به قول معروف عروسکش کنیم بازم پیکان ، پیکانه ....
چندروزیه یکی از همسایه ها این پیکانو پارک می کنه جلو خونه ، با اینکه هیچوقت از پیکان خوشم نمی اومده اما از این ماشین خوشم اومد ...یادمه یه زمانی می گفتم این شاه هم بیکاربوده رفته از کارخونه تالبوت انگلیس که داشت ورشکست می شد امتیاز اونو خرید و پیکانی که داشت ورشکست می شد و منقرض ، کارخونه شو خرید و دوباره پیکان رو زنده کرد ...
نمی دانم چرا محرم امسال مثل سالهای گذشته نبود، شوروحال زیادی نداشت ، گرچه عزاداری ها بجای خود محفوظ بود و با اینکه هوا سرد و بارانی بود و مراسم سینه زنی و نوحه خوانی براه بود اما شوق هر سال دیده نمی شد حال چه بود ، نمی دانم ...ولی امسال را برای عزاداری به روستای نزدیکی در شرق کاشمر رفتیم به نام رزق آباد . مردم جلو تکیه علی اصغر جمع شده بودند و مراسم شبیه خوانی برگزار شد که حدود دوساعتی آنجا بودیم و چند عکس هم گرفتم که تقدیم می کنم.
وجند عکس دیگرهم از مراسم عزاداری روزهای قبل از تاسوعا و عاشورا که خصوصا شوق بچه ها جالب بود.
محرم یک فرهنگ است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود . اگر کمی دقت کنید و نگاهی به آمار جرم و جنایت در این دهه بیاندازید متوجه می شوید که به شکل عجیبی جرم فروکش می کند و خصوصا در شبهای تاسوعا و عاشورا گرچه در شبهای احیاء هم همین وضعیت وجود دارد . جوانان سرشار از انرژی هستند و برای تخلیه در این ده روز بهترین جا تکایا است و این سرگرم شدن به عزاداری و احترام به سنت و فرهنگ محرم و خصوصا اعتقاد به گناه نکردن و خوب - بودن در این ایام آنها را از وقوع جرم دور می سازد و کلانتری ها خلوت است که خود از تبعات این روزهاست که کاش در همه سال بدینگونه بود و همه سال محرم بود احیاء... سهشنبه 13 آبان 1393 :: 12:50 :: نويسنده : vopi پس از سه سال راه اندازی وبلاگم در اولین روز با آمار 26 بازدید آرزو کردم آمار وبلاگم روزی به 5000 برسد و رور تاسوعای حسینی (12 آبان 93) به این آرزو دست یافتم و این برای من بسیار خوشحال کننده است که حداقل به یک آرزوی کوچک دست یافتم و فعل خواستن را صرف کردم . و این را از برکت این روز عزیز می دانم . گرچه زحمت زیادی کشیدم تا آمار 26 بازدیدکننده در روز 18 فروردین سال 91را در مدت دوسال و نیم ، در 12 آبان 93 به 6020 بازدیدکننده برسانم که این امر مرا بیش از بیش تشویق به نوشتن و ادامه راه کرد و از این پس با شوق بیشتر وبلاگم را زنده نگه داشته و مطالب بهتری را ارائه نمایم ...ازهمه متشکرم
از امروز ( عاشورای حسینی ) از خدا می خواهم تا سال بعد در چنین روزی وبلاگم به آمار 10000 بازدیدکننده در روز برسد . انشالله....(هر وبلاگ نویسی دوست دارد کارش دیده شود و آمار بازدیدکننده هایش زیاد باشد ) دوشنبه 12 آبان 1393 :: 00:17 :: نويسنده : vopi یکی از مشکلاتی که بسیاری از کاربران را درگیر میکند مخفی شدن فایلهای فلش مموری است که این موضوع به راحتی قابل حل است. در ابتدا پنجره Run را توسط کلیدهای Win + R را باز کنید. سپس دستور Cmd را در آن وارد کنید و بعد My Computer را باز کرده و نام فلش مموریتان را ببینید. نام فلش مموریتان را به صورت زیر تایپ کرده و enter را بزنید: Name: حالا دستور زیر را وارد کرده و enter را بزنید. Attrib –a-r-s-h/d/s پس از چند لحظه منتظر ماندن و پایان یافتن عملیات، نمایش دادن فایلهای فلش مموریتان را شاهد خواهید بود
ضمنا ویروسی شدن فلش هم از عوامل آنست مشکل مخفی شدن فایل ها احتمالا توسط ویروسی به نام W32/IndoVirus.A به وجود میاد . ولی خب در هر صورت پس از اسکن اگه مشکل رفع نشد اطلاعات را برای خودتان کپی کنید و فلش را فرمت کنید . فاتحه...
درباره وبلاگ
نام این وبلاگ را به یاد کارتون دوران کودکیم بنام تنسی تاکسی دو و چارملی گذاشتم.دو پنگوئن ماجراجو که هر بار با مشکلی روبرو می شدند و برای حل آن نزد آقای وپی می رفتند و او از داخل کمدشلوغش تخته سیاه سه بعدی خود را می آورد و با استفاده از آن تنسی و چارملی را راهنمایی می کرد. زندگی مثل یک پازل بزرگ است . من و تو ،اجزای آنیم ، زمانی زیباست که کنارهم قرار گیرند. ![]() موضوعات
![]() ![]() آرشيو وبلاگ
![]() ![]() |
||
|
|